شب یلدا
پیشاپیش شب یلدا رو به همگی تبریک میگم.این شب رو خیلی دوست دارم. همیشه یه جور حس قشنگ با خودش داره که منو از زشتیها برای حداقل یک شب و یک روز دور میکنه یادم میره که زندگی این روزا چقدر بیخود شده.
امیدوارم بهمتون خوش بگذره هر جا که هستید.
امروز هم باز یه چیزی شبیه داستان نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد.
< عاشقم من >
اقای احمدی کارایی رو که ازم خواسته بودید تقریبا اماده کردم اما امروز میخواستم اگه بشه زودتر کارمو تعطیل کنم مطمئنا فردا عقب افتادگی امروز رو جبران میکنم.
اگه فردا کارای عقب موندتون رو جبران می کنید از نظر من اشکال نداره امروز زودتر برید.
ممنون پس فعلا با اجازه.
هوا سرد بود.چند روزی پشت سر هم برف باریده بود اما بعد از چند روز هوا تقریبا باز شده بود و نیمه ابری بود. تمام خیابونا یخ زده بود و شده بود مثل شیشه.
خودشو بیشتر پوشوند تا مبادا سرما بخوره و جشن امشبش بهم بخوره.
سر راه از یه وانتی که هندونه میفروخت و قیمت هندونه هاش هم نسبتا مناسب بود یه دونه خرید مثل همیشه نمی دونست خوب از اب درمیاد یا نه و فقط میتونست به حرف فروشنده اعتماد کنه.
مستقیم مستقیم.
بالاخره یکی پیدا شد که سوارش کنه همیشه چند متری رو پیاده میرفت اما هوا خیلی سرد بود و بارش هم سنگین بود.
مرسی اقا هر جا لطف کنید پیاده میشم.
در رو باز کرد و سوار اسانسور شد.
سریع چراغهای واحدش رو روشن کرد و نشست بغل بخاری تا گرمش بشه تلفن رو برداشت و شروع کرد زنگ زدن به دوستاش تا مطمئن بشه که میان.
الو سعید سلام خوبی امشب که هستی دیگه منتظرتما.
کیوان اتفاقا همین الان میخواستم بهت زنگ بزنم و عذر خواهی کنم امشب بدجور سرم شلوغ شده نمی تونم بیام.
حالا یه امشب رو بی خیال کارات شو بیا اینجا دور هم باشیم.
مرسی کیوان جان اما واقعا نمی شه شرمنده انشاالله دفعه بعد.
خواهش میکنم کاری نداری خداحافظ.
الو سلام با اقای رضازاده کار داشتم.
نیستن.
نمی دونید کجا رفتن چون هر چقدر به همراهشون هم زنگ میزنم در دسترس نیستن.
امروز صبح یه مسافرت ضروری براشون پیش اومد رفتند شیراز.
مرسی خداحافظ.
الو دانیال خوبی چه خبر؟
امشب برنامت چه جوریاست؟
امشب ؟ مگه چه خبره؟
شب یلداست گفتم اگه بیکاری پاشی بیای اینجا با هم باشیم.
کیوان جان راستش بیکارم اما به بچه ها قول دادم ببرمشون بیرون.
پس هیچی خوش بگذره.
تا خواست به یکی دیگه از دوستاش زنگ بزنه یادش افتاد که اونم زن وبچه داره احتمالا شب رو با اونا خواهد بود.
لباساشو عوض کرد تصمیم گرفت شب یلدا رو تنهایی بگذرونه.
اهنگ " عاشقم من " دلکش رو گذاشت و خودش هم شروع کرد با اهنگ خوندن.
از پنجره بیرون رو نگاه کرد هوا باز ابری شده بود و نم نم داشت برف می بارید.
از جلوی پنجره که داشت می رفت کنار پاش خورد به قاب عکسی که روی میز جلوی پنجره گذاشته بود.پسرش امیرعلی بغل زنش سارا داشت میخندید.
لبخندی زد و به خوندنش ادامه داد.
عاشقم من عاشقی بیقرارم کس ندارد خبر از دل زارم .... .
..................................................................................
در اخر هم تا یادم نرفته یه کتاب بهتون معرفی کنم که فکر میکنم(مطمئنم) ارزش اینو داره که بخونیدش.
"بزرگ بانوی هستی " از خانم گلی ترقی.
نمی دونم به چه صورت میشه از این خانم تشکر کرد اما از همین جا به خاطر زحماتی که برای نوشتن این کتاب کشیدند ازشون تشکر میکنم و تبریک میگم به خاطر قلم قشنگشون.
..................................................................................
جمعه ۳۰ اذر :
احسان منصوری احمد قصابان و مجید توکلی بعد از ۸ ماه ازاد شدند.
بچه ها خوش امدید.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



