بالاخره ماه اسفند هم رسید و مهمترین چیزی که این ماه تحت تاثیرشه نزدیک شدن عید نوروز و سال جدید هست ، نباید فراموش کنیم این ماه قراره یه اتفاق مهمه دیگه هم بیفته که البته به نظر من بیشتر شبیه یه شوخی بی مزه برای قبل از عیده و بیشتر از این نمیشه بهش بها داد .
24 اسفند روز این اتفاق مسخره ست ، که این روزا به لطف آقای ضرغامی و دوستان روز شمار هم براش گذاشتن تا یک موقع غافل نشیم از این حماسه بزرگ.
یه عده رو رد صلاحیت کردند بعد مثل اینکه کسانی که رد شده بودند رفتند پیش ( ) و طلب آمرزش و احتمالا قبول صلاحیت کردند و در این بین بعضی از اینها قبول شدند و بعضی هم نه( هر که ... بیش احتمال قبولیش بیشتر) و جالبه کار اینا به جایی رسیده که حتی نوه رهبرشون رو هم رد می کنند و کلی هم بهش می توپند که ماشین بی ام و سوار میشه و لپ هاش قرمزه و از این حرفا .
امسال خیابونا زودتر از سالهای قبل شلوغ شده و همه جا پر از حال و هوای عیده ، سالهای قبل دیرتر این حس در مردم ایجاد میشد اما امسال احتمالا به دلیل گرونی ها مردم زودتر به فکر خرید هاشون افتادند تا مجبور نباشند دم عید گرونی رو چند برابر تحمل کنند.
همیشه این شلوغی های قبل از عید رو خیلی خیلی بیشتر از خودش دوست داشتم ، بوق سال تحویل رو که می زنند کلی دلم میگیره چون روزایی که مثلا اسمشون عیده فقط باعث میشند تهران همیشه شلوغ به شهر مرده ها تبدیل بشه ، چون قراره بازم عید دیدنی های مسخره شروع بشه که اگه نری طرف ناراحت میشه و اگه بری هم که خودت توی عذابی( بماند که از این دید و بازدید ها فقط رفتن پیش مادربزرگم رو دوست دارم) . نمی دونم احتمالا توقع من زیادیه .
دلم میسوزه برای خودمون که این شلوغ بازیهای قبل از عید جز تنها سرگرمی هامونه و چاره ای نداریم این روزا از روی عادت هم که شده شاد باشیم ، شاد باشیم که یک سال جدید میاد ، یک بهار تازه و ... .
اما این چیزا رو فعلا تعطیل کنیم ، ناسلامتی یه دونه عید نوروز که بیشتر نداریم . میخوام یه خاطره براتون تعریف کنم شاید خوشتون بیاد ، این روزا فقط دوست دارم به فکر خاطراتم باشم تا این خاطرات بهانه ای باشند برای شادی.
امروز داشتم از خونه می اومدم بیرون که صدای آهنگ یکی از همسایه ها که حسابی بلندش کرده بود توجهم رو به خودش جلب کرد ، یه ذره که دقت کردم دیدم یعنی شنیدم که آهنگی از گروه آریان هست و نمی دونید چقدر حال کردم با این آهنگ ، آهنگی به نام رویای سپید از آلبوم دوم این گروه .
رویای سپیده من ، تو ای عشقو امیده من / هوای تو دارم ، طاقت ندارم ...
اما دلیل این لذت ، حدود 6 سال پیش توی یه همچین روزایی مثل سالهای قبلتر به فکر کادویی برای خواهر کوچیکم بودن چون تولدش اواخر اسفنده ، خودم من هم که اون موقع دوران طفولیت یا همون کودکی یا نوجوانی رو می گذروندم .
اون روزا هنوز به فکر کساییکه این همه بدبختی برای ما درست کردند نیفتاده بود یعنی با اینکه می دونستم مشکلات هست اما نمی دونستم چه کسانی چه قدر توی این مشکلات سهمیند ، فقط چند وقت یکبار توی بحث بابام با دوستانش می شنیدم که از این حرفا میزدند مثلا از خاتمی گله میکردند که چرا اینقدر ساکت مونده و هیچ کار خاصی برای مردم نمیکنه( خوشبختانه اون موقع هنوز موجودی به نام احمدی نژاد وجود خارجی نداشت) و حرفای دیگه ، منم با اینکه خیلی سنم کم نبود اما به قدری هم نبود که بیام به این چیزا فکر کنم و چه خوب بود که اون روزا هیچ دغدغه ای توی ذهنمون نبود.
خلاصه اینکه تولد خواهرم نزدیک بود و منم که معمولا زود پول ماهانمو خرج میکردم ، پول خیلی زیادی برام نمونده بود تا چیز درست حسابی براش بخرم ، یک روز از کنار مغازه ای رد میشدم که دیدم توی ویترینش کلی نوار کاسته ، همون موقع به سرم زد یه نوار کاست برای کادو بخرم ، نواری کاستی که اون موقع حدود 1000 تومان بود و البته اون روزا هنوز درست حسابی سی دی جا نیفتاده بود .
نواری که خریدم همین نوار آریان بود و البته همون عید به مسافرتی رفتیم که خیلی خوش گذشت و چون توی ماشین این نوار رو هم زیاد گوش می کردیم خاطرات خیلی قشنگی از این نوار کاست و آهنگاش دارم( البته الان دیگه نمی دونم سر این گروه چه بلایی اومده و آخرین آهنگهایی هم که از این گروه شنیدم بر میگرده به همون سالها) ونمی دونید که اتفاقا خواهرم چقدر خوشش اومد از اون کادو و هنوزم نگهش داشته .
................................................
این روزا کمتر می نویسم چون بالاخره دم عیده و کارا زیاد ، از خونه تکونی گرفته تا خریدهایی برای سال جدید و ...
امیدوارم شما هم روزای قشنگی رو داشته باشید توی این آخر سالی ( با اینکه دارم زور میزنم شاد باشم اما نمی تونم دوستانی رو که این روزا پیش خانواده هاشون نیستم رو از یاد ببرم ، دوستانی که حاضریم براشون هر کاری کنیم تا زودتر آزاد بشند از دست این پست ترین موجودات ، دوستانی که خیلی دوستشون داریم )