سزای عاشقای خوب ما اینه ؟
من مجاهد هستم ، اعدام
من مسلمان نیستم ، اعدام
من توده ای هستم ، اعدام
من مثل شما نیستم ، اعدام
20 سال گذشت اما هنوز هم بازماندگان نمی دانند عزیزانشان برای چه کشته شدند ، برای مجاهد بودن ، برای چپ اندیش بودن ، برای انسان بودن یا برای آنکه عقایدشان با حاکمین فرق داشت .
20 سال گذشت اما آیا مردم همیشه در صحنه ما ُ حتی دقیقه ای برای خودشان یادآوری می کنند که 20 سال پیش هزاران انسان که حداقل همسایه شان بودند به راحتی کشته شدند و لیوانی آب و یک الله اکبر هم از رویش .
20 سال گذشت ، آن دختر و آن پسری که آن زمان هنوز 20 سالشان هم نشده بود اگر بودند امروز هنوز 40 سالشان هم نشده بودند و عشقی داشتند ، خانواده ای و نفسی در کنارش.
20 سال گذشت ، امروز حتی اگر مسلمان هم باشی اما عقایدت با حکام متفاوت باشد محکوم به مرگی ، یعغوب مهرنهاد را می گویم ، فرزاد کمانگر را و ... .
20 سال گذشت ، حق زندگی و نفس کشیدن داریم به شرطی که پایمان را آن طرف دایره کم شعاع و حتی بی شعاع تعیین شده توسط حاکمین نگذاریم و حواسمان باشد که هر چه داریم از وجود آنان داریم .
.
.
.
نمی دانم چرا ، من متولد آن تابستانم ، تابستانی که زشت بود ، تابستانی که کشتند ، که کشته شدند ، که زندگی انسانها در کشور ما بیش از قبل مفت بود و مجانی ، که عشق بیش از هر موقعی وجود داشت اما گورها جایی بودند که عشق ، زندگی و آزاد نفس کشیدن را بلعیدند و چه خوب من ندیدم بلعیده شدن ها را و چه بد که من زاده شده روزهای مرگم .
حرفی ندارم ، سرم را پایین نمی گیرم ، می روم بر مزارشان اما سرم را پایین نمی گیرم ، باید خوشحال باشیم که روزی کسانی را داشتیم که برای عقیده شان حاضر بودند زندگی را هم ببخشند و چه چیز از این افتخار آمیز تر که بی اندیشه ات حتی زندگی را هم نخواهی .
یادشان تا ابد ، ماندگار ...
سکوت شیشه های شب غمی دارد اما خشم ما مشت محکی دارد ...
پانوشت : تابستان را هیچوقت دوست نداشتم ، تیر که می آید دلم میگیرد اما خوشحالم چیزی به پاییز نمانده ، چیزی به باران نمانده ... بی صبرم برای آمدنش .
پانوشت 2: ربنای شجریان پرتمان می کند به سالهایی نه چندان دور ، افسوس که از آن روزها تنها ربنای شجریان ماند و ... .
پانوشت 3: مدتها بود می خواستم ببینمش اما جلوی خودم را می گرفتم ، می دانستم خودم را در آن می بینم و عاشقش می شوم ؛ اما بالاخره دل را به دریا زدم و دیدمش ، پاییز که بیاید ازش خواهم گفت ، از فیلم
into the wild و از کریس .

