چه کسی قفل قفس ها را ساخت تا قناری نتواند بپرد
تو اگر او باشی من اگر او باشم
چه کسی از من و تو مرگ پرستو ها را می بیند می رود دست کمانداران را می بوسد
چه کسی بود که تیری به کمانداران داد و به مهمانی ننگینی رفت
تو اگر او باشی من اگر او باشم
چه کسی باغچه کوچک ما را لو داد تا شب یائسگی نفس سبز علف را بکشد
.
.
.
تو اگر من اگر
چشم های پدر پر بود از اشک اما با اشک ها تنها امید می بارید ؛ تابستان شده بود ، هجده روز بود که تابستان شده بود و آلبالو ها سرخ تر از روزهای پیشین پشت وانت های درب و داغان و سیاه می درخشیدند ؛ یا زهرا ...... یاحسین ........ و یا .. ........... اینجا کوی دانشگاه ست اما نمی دانم چرا دانشجویان از پنجره به پایین پرت می شوند ؟
از آن روزها نوشتن سخت ست ، از روزهایی که اکبر محمدی ها ، منوچهر محمدی ها ، احمد باطبی ها و هزاران رفیق بزرگتر از ما به وجودش آوردند ، خیلی شان نیستند امروز و هنوز خورشیدی برای طلوع کردن وجود ندارد ، اینجا تاریک ست و سرد اما ای کاش بتوانیم باطبی ، افشاری ، جاوید طهرانی و محمدی باشیم و آنقدر باشیم که بنوانیم خورشیدی شویم و به این شب طولانی پایان دهیم . دلتنگم و به یاد رفیقان بزرگم لحظه ای سکوت خواهم کرد ، اما فقط لحظه ای و بعد از آن فریادی خواهم زد پر از آزادی ، عدالت ، برابری و .. زندگی .
بیش از این گفتن از آن روزهای سیاه اما سرخ سخت ست و قلمی می خواهد به قدرت باران که من ندارمش .
....................................
این هم نامه ی تنهای دانشجوی باقی مانده در زندان رژیم پس از آن روز بزرگ:
انتشار: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
پیام بهروز جاوید طهرانی بمناسبت سالگرد قیام دانشجویان در 18 تیر 1378
کار ناتمام
بنام سعادت ملت ایران،
بهار سال 1378 را فکر نمی کنم کسی از خاطر برده باشد. حدود 2 سال از روی کار آمدن اصلاح طلبان می گذشت و تقریبا دیگر همۀ کسانی که به اصطلاح به اصلاح این سیستم امیدی داشتند فهمیده بودند که این سیستم اصلاح پذیر نیست. اگر کسی هم هنوز از اصلاحات دم می زد حتما سری در آبشخور حکومت داشت.
در همان بهار بود که تراژدی دشنه آجین شدن فروهرها و پس از آن رو شدن جریان قتل های زنجیره ای توسط مسئولین وزارت اطلاعات ،خون مردم از جمله دانشجویان را به جوش آورده بود. آن موقع تعطیلی روزنامه ای هم کافی بود تا تحصن دانشجویان را کلید بزند . من بهترین روزهای زندگی خویش را در تیرماه سال 78 تجربه کردم. در آن تاریخ همۀ ما جوانان ایرانی عقدۀ یک صد ساله دیکتاتوری را فریاد کردیم.
ما نشان دادیم دیکتاتوری در لباس مذهب را هم شناسائی کرده ایم و دیگر روحانیت نمی تواند بر سر سفره اربابی بنیشیند و مرغ اربابی را بر ملت حرام کند.
ما در 18 تیر 1378 قدرت توده ها را به آخوندی که فکر می کردبا پلیسی شدن جامعه دیگر صدا از کسی در نمی آید نشان دادیم. رژیم به شیوۀ کثیفی متوسل شد. خامنه ای برای مظلوم نمائی در پشت تلویزیون گریه کرد و عوامل وی نیز مزدورانی استخدام کردند تا به اموال خصوصی و عمومی آسیب برسانند. خیلی از این مزدوران و اوباش را من در پی 9 سال در زندان دیده ام و از آنها دست خط گرفته ام.که به تحریک کدام بسیجی و حکومتی مورد اجتماع جوانان و دانشجویان شدند تا منظر آنان را در جامعه خراب کنند، با همۀ این احوال ما کاری را آغاز کردیم که اکنون نیمه تمام مانده است.
ما تمام نیرنگهای دشمن را دیدیم و شناختیم اکنون وقت آن است که با تمام قوا و هوشیاری کاری که 9 سال پیش آغاز نمودیم را به پایان برسانیم.
دانشجویان،جوانان و مردم ایران؛ نهمین سالگرد قیام دانشجویان را با حضور در مقابل کوی دانشگاه و با بر افروختن شمع وقرار دادن گلهای سرخ این روز را به روز اعتراض به سرکوب دانشجویان در ایران تبدیل کنید و به رژیم اجازه ندهید با ایجاد فضای رعب و وحشت مانع برگزاری مراسم گرامیداشت 18 تیر شود.
پایدار وطن همیشه،
بهروز جاوید طهرانی
تنها زندانی بازمانده از قیام دانشجویان در 18 تیر 1378
زندان رجائی شهر کرج (گوهردشت ) فرعی 5
12 تیر 1387
" برگرفته از وبلاگ اندیشه های سیاسی به قلم دوست عزیز هورتاش یوتاب "
.............................
پانوشت : وزیر محترمه کشور در آن روزها جناب آقای موسوی لاری فرمودند " جنبش دانشجویی در تقابل با نظام نبود !!!
پانوشت 2: همچنین فرمودند " می خواستیم کاری کنیم که 18 ت ی ر به روزی مثل 16 آذر قبل از انقلاب تبدیل نشود !!!
پانوشت 3: و فرمودند " خوشبختانه بدون شلیک شدن حتی یک گلوله ناآرامی ها تمام شد ؟!
پانوشت 4: وزیر اصلاحات ... !!!












